تبليغاتX
همپا با مسافرتنها

همپا با مسافرتنها

عاشقانه

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت18:38توسط ساراسناتور | |

خدا مارو برای هم نمیخواست                فقط میخواست همو فهمیده باشیم

بدونیم نیمه ما مال ما نیس                   فقط خواس نیممونو دیده باشیم

تموم لحظه های این تب تلخ                  خدا از حسرت ما با خبر بود

خودش مارو برای هم نمیخواست            خودت دیدی دعامون بی اثر بود

چه سخته مال هم باشیمو بی هم          میبینم میری و می بینی میرم

تا وقتی هستی امادوری از من                نه میشه زنده باشم نه بمیرم

نمیگم دلخورم تقدیرم اما                        تو میدونی چقددلگیره این عشق

فقط چون دیر باید میرسیدیم                   داره رو دست ما می میره ای عشق

تموم لحظه های این تب تلخ                   خدا از حسرت ما با خبر بود

خودش مارو برای هم نمیخواست            خودت دیدی دعامون بی اثر بود

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت19:9توسط ساراسناتور | |

                                                       

Razz سلام تک ستاره ي من Razz

ديدي نازنينم ...!؟

ديدي از همون که ميترسيدم سرم اومد ...!!؟

من که به روزگار خودم خو کرده بودم ، من که به تنهايي عادت کرده بودم .

چرا گفتي کمکم ميکني ؟ تو که ميدونستي نميتوني و دووم نمياري

چجوري باورم شد نميدونم ...؟

نميدونم تقصير دل ساده من بود يا باور قشنگ تو ...؟ ولي هرچي بود تموم شد

تموم شد و فقط يه خاطره ازش موند . يه رويا مثل تمام چيزهاي قشنگي که ميخواستم

مثل همون آشيوني که مي ساختم ...

حيف ...

حيف که خيلي دير فهميدم سرپناهي که براي عشقمون ميساختم

مدتها بود که گورستان خودم شده بود...

و تو به دنبال بهترين سقف راهي ديار ديگر شده بودي

اما مهم نیست ...

مهم نیست چون من بازم یاد میگیرم بر گردم توی پیله ی تنهایی خودم

ولی این بار باید پیله رو محکم تر دور خودم بپیچم تا باز دوباره با یه صدای قشنگ و نوای دلنشین پاره نشه

زندگی من همین بود گلم ...

باید تا روز پروانه شدن و رفتن و رسیدن به خالق ، تو پیله باقی می موندم

حالا چی شد که این وسط فکر کردم میتونم با یکی دیگه پروانه بشم ؟ نمی دونم ...!!

الان فقط باید فراموش کنم . مثل همیشه ....

مثل تا امروز ... مثل تمام سال های گذشته ...

تو هم دعا کن برام مهربون ... دعا کن بتونم ... دعا کن خیلی زود پروانه بشم و به معبودم برسم

و من هم دعا میکنم ... برای تو ...

برای آرزوهات ... برای رسیدن به خواسته هات ... و برای بزرگ تر شدن و پیروزمند شدنت

و برای رسیدن به بهترینت ...

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت13:16توسط ساراسناتور | |

خیلی زود دیر میشه [تجربه , ]
 

                                                       http://ghazaleh-eshgh.blogfa.com/


وقتی چیکه چیکه اشکات روی گونت می ریزه….. وقتی می گردی اونی رو پیدا کنی که می خوای … بعد یه لحظه خودتم گم می کنی وقتی می خوای بخندی اما اشک امانتو بریده .… وقتی می خوای گریه کنی اما غرور بهت اجازه نمی ده .…اونوقته که تازه می فهمی بغضت داره داغونت می کنه….. اونوقته که می فهمی کسانی رو کم داری … اونوقته که می فهمی هر کسی رو رها کردن راحت نیست ….. آره خودتم اینو خوب میدونی که اگه صداقت رو قبول نکنی خدا بهت پشت می کنه…… وقتی نمی دونی برای آروم شدنت باید چیکار  کنی ….. وقتی هنوز تو لحظه هات صدای نفس های ؟ جاری ….. اون زمان که اشک از چشمات حلقه حلقه پایین میاد ؛ اون زمان که دل اشک هم شکسته ؛ مثه دل تو !!! آروم که چشاتو ببندی ؟ می بینی همون گوشه ی متروکه ی ذهنت که رهام کردی به امید خدا و خودت راه افتادی تا به آسمون برسی …. خودت راه افتادی تا سفر رو به پایان برسونی…. بدوون ؟ ...بدون پاهای ؟.... اما بین سفر احساس کردی که یه چیزی کم داری … برگشتی که ؟ با خودت ببری !!! ؛ حالا … حالا … اون دیگه نیست … اون دیگه وجود نداره

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت17:47توسط ساراسناتور | |

یادته اون روز برفی
وسط فصل زمستون
تو پریدی پشت شیشیه
من زدم از خونه بیرون

یادته اشاره كردی
آدمك برفی بسازم
واسه ساختنش رو برفا
هرچی كه دارم ببازم

گوله گوله برف سرد و
روی همدیگه می چیدم
شاد و خندان بودم انگار
كه به آرزوم رسیدم

رو پیشونیش با یه پولك
یه خال هندو گذاشتم
واسه چشماش دو تا الماس
جای پوس گردو گذاشتم

رو سینش با شاخه یاس
یه گلوبندو كشیدم
روی لبهاش با اجازت
طرح لبخند رو كشیدم ققديم به دوستم بي جواب...

 
 
 
یادمه با نگرونی
تو یه ها كردی رو شیشه
دزدكی برام نوشتی
نكلیف قلبش چی میشه

شرم گرم لحظه ها رو
توی اون سرما چشیدم
سرخیشو رو پوست سرد
آدمك برفی كشیدم

قلبمو دادم نگفتم
تن اون از جنس برفه
عاشقونه فكر میكردم
نمیگفتم نمی صرفه دلبستگي غم انگيز آدم برفي مرگ بار است
 

 

 

 
ولی فصل آشنایی
زود گذر بود و گریزون
شما از اون خونه رفتین
آخر همون زمستون

رفتی و قصه اون روز
واسه من مثل یه خواب شد
از تب گرم جدایی
آدمك برفی هم آب شد

كاشكی میشد كه دوباره
روبروت یه جا بشینم
یا كه رد پاتو رو برف
توی كوچمون ببینم

بهار هميشه شروع و تولد دوباره نيستكاشكی میشد توی دنیا
هیچ كسی تنها نباشه
عمر آدم برفی هامون
امروز و فردا نباشه

قول میدم تا آخر عمر
دیگه قلبمو نبازم
بعد تو تا آخر عمر
آدمك برفی نسازم

+نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت17:40توسط ساراسناتور | |

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت9:27توسط ساراسناتور | |

بهاربيست                   www.bahar-20.com
 
نقش حقیقت
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

                             اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir
 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

امشب دلم میخواهد
به کسی بگویم"دوستت دارم"
تو نهراس و آنکس باش
بگذار با هر آنچه در توان دارم
همین امشب به تو ثابت كنم كه دوستت دارم
بگذار برایت نقش آن دلباخته ای را بازی كنم كه
لحظه ای دور از محبوب خویش زندگی را نمیتواند
بگذار همچون معشوقی كه برای وصال معشوقش
جان میدهد برایت جان دهم
بگذار همین امشب پیش پایت زانو بزنم
و تو را ستایش كنم
بگذار در تاریكی به تو لبخند بزنم
نگذار زمان از دستم برود
و تو را درنیابم
میخواهم بیندیشی كه همین امشب
غیر از من كسی دیوانه تو نیست
هرچند كه جاهلانه فكری باشد
كمی بیشتر با من
و همین امشب بگذار خیال كنم
كه جز تو كسی نیست
همین یك امشب را بگذار نقش بازی كنم
نقش حقیقت را ...
همان كه دور از تو بارها روبه روی آینه تمرین كرده ام


اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بعد چن وقت تصمیم گرفتم که یه چیز نو بزنم تو وبلاگم میدونم از تعجب شاخ در میارین با این پستخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.comولی الکی نیس که به من میگن سناتوریعنی یهو جو عوض میکنم.میخواستم بترکونم

خوب میشم ایشالابرام دعا کنین

                                                       www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COM

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت16:55توسط ساراسناتور | |

3Jokes Love6

تو مثل راز پاییزی و من رنگ رمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تو دریای ترینی آبی و آرام و بی پایان
و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف
و من در آرزوی قطره های پاک بارانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
تو دنیای منی بی انتها و ساکت و سرشار
و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم
تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر
و من هم یک کبوتر تشنه باران درمانم
بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من
ببین با تو چه رویایی ست رنگ شوق چشمانم
شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد
و من خواب ترا می بینم و لبخند پنهانم
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می آیی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد
و من تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم
شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر کرده
و شاید یک مه کمرنگ از شعری که می خوانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می دانم
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

                           3Jokes Love3

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت18:13توسط ساراسناتور | |

ي‌تونم می تونم تو لحظه‌هاي بي‌كسيت، واسه تو مرحم تنهايي باشم

 
         
 
   مي‌تونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم
 
         
 
   مي‌تونم از آسمون قصه‌ها، واسه تو صد تا ستاره بچينم  
 
          
 
   مي‌تونم حتي اگه دلت نخواد، واسه تو روزي  هزار بار بميرم 
 
          
 
   مي‌تونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگي‌مو آبي كنم
 
          
 
   مي‌تونم رو شونه‌هاي مردونت، دردامو با هق‌هقم خالي كنم
 
         
 
   مي‌تونم با تو به هر جا برسم، توي خواب اسمتو فرياد بزنم
 
          
 
   مي‌تونم قصه‌ي ديوونگيمو، توي كوچه‌هاي شهر داد بزنم
 
         
 
   مي‌تونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم
 
          
 
   مي‌تونم زير پر ستاره‌ها، واست از ليلي ومجنون بخونم
 
         
 
   مي‌تونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره
 
          
 
   مي‌تونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره
 
          
 
   مي‌تونه دستاي تو رو شونه‌هام، خبر از يك شب يلدا رو بده
 
          
 
   مي‌تونه بوسه‌ي تو رو گونه‌هام، واسه من نويد فردا روبده
 
 خیلی ها بهم گفتن که وبلاگت خیلی غمناکه.اینم واسه خودش یه نظره.
منم واسه اینکه به نظر اونا احترام گذاشته باشم سعی کردم جو رو (البته یه کم)عوض کنم
که نگن سارا سناتور فقط بلده شعرهای سیاه بزنه تو وبلاگش
با تشکر از همه دوستان
اینم واسه اونیه که خودش گله
اینم واسه خودم

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت18:21توسط ساراسناتور | |

نمی دونم تو خیالت هنوزم این منو داری

 

یا که پیدا کردی یاری سر رو شونه هاش میذاری

 

الهی هرجا که هستی خنده رو لبت بشینه

 

قلب پاک و مهربونت رنگ غصه رو نبینه

 

نازنین اینجا یکی هست که دیوونه چشاته

 

نمیری از خاطر اون  اون همیشه چشم به راته

 

اگه حرفاش و نگفته   ترسش از زخم زبونه

 

میدونه دوسش نداری اما منتظر می مونه...!

 

آرزوی با تو بودن واسه اون دیگه محاله

 

لمس دستای تو حتی واسه اون خواب و خیاله...!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت13:24توسط ساراسناتور | |